العلامة المجلسي

190

حياة القلوب ( فارسي )

آتش در شاخه‌هاى آنها شعله كشيد تا آنكه گمان كرد آدم همه سوخته شد وشيطان نيز چنين گمان كرد ، چون آتش برطرف شد دو ثلث آن سوخته شده بود ويك ثلث باقي مانده بود ، روح القدس گفت : آنچه سوخت بهرهء شيطان است وآنچه ماند از توست اى آدم « 1 » . وبه سند معتبر ديگر از آن حضرت منقول است كه : چون حق تعالى آدم را به زمين فرستاد امر كرد أو را به شخم نمودن وزراعت كردن ، واز درختان بهشت درخت خرما وانگور وزيتون وأنار از براي أو فرستاد ، پس اينها را در زمين غرس نمود براي فرزندان خود واز ميوه‌هاى آنها خورد ، پس شيطان گفت : اى آدم ! اين درختها چيست كه ما پيشتر در زمين نمىشناختيم ؟ ومن پيش از تو در زمين بودم ، رخصت بده از اينها چيزى بخورم ، آدم ابا نمود به أو نداد ، پس آخر عمر آدم به نزد حوّا آمد وگفت : به مشقّت انداخته است مرا گرسنگى وتشنگى ، حوّا گفت : آدم به من عهد كرده است كه از اين درختان چيزى به تو نخورانم ، زيرا كه از بهشت است وتو را سزاوار نيست كه از ميوهء بهشت بخورى ، گفت : پس اندكى در كف من بيفشر ، حوّا ابا كرد ، گفت : بگذار اندكى بمكم ونخورم ، پس حوّا خوشه‌اى از انگور گرفت به آن ملعون داد ، أو مكيد ونخورد چون حوّا تأكيد بسيار كرده بود ، چون پاره‌اى مكيد حوّا از دهان أو كشيد ، پس وحى نمود خدا به آدم كه : انگور را دشمن من ودشمن تو إبليس « لعنة اللّه عليه » مكيد وحرام شد بر تو از عصير آن هر چه شراب شود ، زيرا كه دشمن خدا شيطان فريب داد حوّا را تا آنكه مكيد انگور را ، واگر آن را مىخورد همهء انگورها وهر چه از انگور حاصل مىشود حرام مىشد . وهمچنين فريب داد حوّا را واز خرما نيز مكيد چنانچه از انگور مكيد ، وانگور وخرما خوشبوتر از مشك بودند واز عسل شيرين‌تر بودند ، پس چون دشمن خدا اينها را مكيد بوهاى خوششان برطرف شد وشيرينيشان كم شد . پس حضرت صادق عليه السّلام فرمود : إبليس ملعون بعد از وفات آدم رفت بول كرد در پاى درخت خرما وانگور ، پس آب جارى شد در عروق اين دو درخت با بول شيطان ، پس به

--> ( 1 ) . كافى 6 / 393 .